شماره بیست و ششم

۱۰ اسفند ۱۳۹۴ | ۱۸:۴۸

تاسیس مدارس و گسترش تشیع در عصر صفوی
بررسی گروه های تاثیرگذار ایرانی مقیم عثمانی بر اوضاع فرهنگی ایران در آستانه انقلاب مشروطیت
نگاهی دیگر به اصلاحات مالیاتی ساسانیان در دوره خسرو انوشیروان
بررسی تطبیقی اندیشه های سیاسی آخوند خراسانی و شیخ فضل الله نوری
نظام آبیاری در خراسان عهد سامانی
زوال اندیشه احیای حکومت ساسانی در دوره خلافت عباسی (از مازیار تا مرگ مرداویج)
تاسیس مدارس و گسترش تشیع در عصر صفوی

در تاریخ ایران، سلسله‌ی صفویه نقطه عطفی در ایران دوره‌ی اسلامی محسوب می‌گردد. در این عصر با توجه به اینکه مذهب شیعه در کشور رسمی شد، پادشاهان صفوی به ترویج علوم شیعی پرداختند و در راستای این تفکر به تشویق دانشمندان برای گسترش منابع شیعی اقدام نمودند. با توجه به علاقه‌ی پادشاهان صفوی به مذهب شیعه، ساخت نهادهای آموزشی رونق یافت، زیرا آن‌ها در جامعه‌ای بودند که اکثریت مردم را سنی مذهبان تشکیل می‌دادند و آگاه بودند که برای ترویج مذهب شیعه باید نهادهایی وجود داشته باشد که منابع شیعی در آن به آسانی در دسترس همگان قرار گیرد و همچنین از مدرسانی استفاده نمایند که مطابق میلشان به تدریس بپردازند. در دورة صفویه مدارس فراوانی در شهرهای مختلف ایران از جمله در شهر اصفهان بنا گردید، به طوری‌ که این شهر به نوعی مرکز علمی ایران نیز محسوب می‌شد. در آن زمان توجه به نهادهای آموزشی و مسئله آموزش افزایش پیداکرد و صاحب منصبان و شاهزادگان و افراد ثروتمند جامعه به ساخت بناهای آموزشی اقدام نمودند. دانشمندان و علمای بسیاری به دعوت شاهان صفوی وارد ایران شدند؛ مانند محقق کرکی؛ همچنین دانشمندان در ایران، مجال پیشرفت یافتند و شرایط برای رشد آن‌ها فراهم گردید، که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به شیخ حر عاملی، شیخ بهایی، ملاصدرا، مجلسی اول، میرفندرسکی و دیگران اشاره کرد که به سهم خود شاگردانی پرورش دادند و کتاب‌های زیادی تالیف نمودند و برخی از آنان به مناصب مهم دولتی نیز دست یافتند. این که پادشاهان صفوی در ساخت مدارس و تعیین برنامه‌های آموزشی نقش تأثیرگذاری داشتند و بانیان مدارس با توجه به نفوذ خود سبب گسترش معارف شیعی می‌شدند، موضوعاتی است که در حد امکان در این مقاله بررسی شده است.
بررسی گروه های تاثیرگذار ایرانی مقیم عثمانی بر اوضاع فرهنگی ایران در آستانه انقلاب مشروطیت

ایران و عثمانی به دلیل همجواری با یکدیگر، علاوه بر روابط سیاسی، دارای ارتباطات فرهنگی و تبادلات تجاری و نیز بودند، حلقه‌ی ارتباط میان این دو کشور توسط گروه‌هایی چون تجار، علمای نجف ، محصلان ایرانی در استانبول، روشنفکران متواری و روزنامه‌ها بودند که هر یک به جای خود تأثیرات بسزایی در ایجاد ارتباط میان ایران و عثمانی ایفا می‌کردند که البته در این میان نقش روزنامه‌ها و علما پررنگ تر از سایر گروه‌ها بوده است؛ به‌طوری‌که روزنامه‌ها بازتاب افکار روشنفکران و دیگران به مردم بودند و به طور ریزبینانه تمامی اوضاع داخلی و خارجی کشور را زیر نظر داشتند و با مقالات روشنگر خود باعث بیداری افکار مردم می‌گردیدند. در این مقاله سعی بر آن است تا با تفکیک گروه‌های تأثیرگذار بر روابط فرهنگی میان دو کشور، به میزان تأثیرگذاری و روشنگری آنان اشاره کنیم و به بررسی جایگاه آنان در میان ایرانیان بپردازیم.
نگاهی دیگر به اصلاحات مالیاتی ساسانیان در دوره خسرو انوشیروان

در ایران زمان ساسانی، همانند تقریباً تمام دولت‌های باستانی، کشاورزی شکل غالب و برتر فعالیت‌های اقتصادی را تشکیل می‌داد. اکثر جمعیت‌ها در روستاها می‌زیستند و معیشت آن‌ها از طریق کشاورزی تأمین می‌شد و سرچمشه‌ی اصلی درآمد دولت از مالیات‌های کشاورزی تأمین می‌شد. عوامل متعددی در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دست به دست هم داد تا مقارن به قدرت رسیدن قباد اول شاهد نابسامانی‌ها در جامعه‌ی ایران عصر ساسانی باشیم. این نابسامانی‌ها که نارضایتی مردم را به دنبال داشت، از مسائلی چون جنگ ایران و هیاطله و پیامدهای آن، فشار بر طبقات فرودست جامعه به دلیل شیوه های اشتباه مالیات گیری، خشک‌سالی و سرانجام ظهور مزدکیان که باعث ناآرامی مردم شد، ناشی می‌شد. همه‌ی این مسائل، شاهان ساسانی را واداشت که دست به اقدامات اصلاحی، به ویژه در زمینه‌ی مالیات‌ها، زنند. هدف این مقاله، بررسی اصلاحات مالیانی خسرو انوشیروان است. برای بررسی این موضوع در ابتدا شیوه‌ی مالیات گیری قبل از دوره‌ی خسرو، مورد توجه قرار گرفته و در ادامه به اصلاحات مالیاتی خسرو انوشیروان و فواید و معایب این اصلاحات توجه شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهند اگرچه این اصلاحات در ابتدای کار فواید در بر داشت، اما به دلیل توجه نکردن به برخی از مسائل طبیعی، چون خشک‌سالی، دارای معایبی نیز بود، که در این مقاله به آن‌ها اشاره می‌شود.
بررسی تطبیقی اندیشه های سیاسی آخوند خراسانی و شیخ فضل الله نوری

انقلاب مشروطه یکی از رویدادهای چالش برانگیز سیاسی ـ فرهنگی در تاریخ معاصر ایران به شمار می‌آید. در این انقلاب، گروه های مختلف اجتماعی، از جمله علمای شیعه، مشارکت داشتند. اگر چه جهت‌گیری سیاسی علما در قبال انقلاب مشروطه و تحولات سیاسی بعد از آن متفاوت بوده است، اما به لحاظ مبانی نظری اشتراکات بسیار داشته‌اند. به بیان دیگر، علمای شیعه، با وجود آن که از لحاظ عملی و مواضع سیاسی دارای جهت‌گیری‌های متفاوتی در برابر تحولات سیاسی عصر مشروطه بوده‌اند، اما به لحاظ نظری تفاوت اساسی با هم نداشته‌اند. از آن جایی که بنیان اصلی اندیشه‌ی مشروطه مبنی بر دموکراسی و سکولاریسم است، بر خلاف خوش باوری سیاسی روشنفکران دینی و غیر دینی، هیچ یک از علمای شیعه، هواخواه نظام مشروطه‌ی سکولار ـ دموکرات نبوده‌اند. بر پایه‌ی چنین رویکردی، این نوشتار تلاش می‌کند وجوه تشابه و تمایز اندیشه ی سیاسی آخوند خراسانی و شیخ فضل الله نوری را در قبال انقلاب مشروطه مورد بررسی قرار دهد. بنابراین، فرضیه‌ی اصلی مقاله‌ی حاضر آن است که آخوند خراسانی، با وجود آن که مشروطه را - با رویکرد ضد استبدادی، تحدید قدرت سلطنت و حفظ بیضه ی اسلام ـ در تعارض با شریعت نمی دید، اما همانند شیخ فضل الله نیز موافق با تحقق مشروطه‌ای سکولار نبوده است.
نظام آبیاری در خراسان عهد سامانی

در تاریخ ایران به‌طور معمول منابع درآمد دولت‌ها و حکومت‌ها وابسته به اوضاع کشاورزی و تجارت بوده است که در بخش کشاورزی، مالیات مأخوذ از زارعان و زمینداران به‌صورت خراج، نقش مهمی در تأمین منابع خزانه‌ی دولتی داشته است. به دلیل وابستگی کشت و زرع به منابع آبی و هزینه‌های گزاف برپایی و نگهداری تأسیسات آبرسانی، به‌ویژه در مناطقی که از منابع طبیعی آبی دور بوده‌اند، حکومت‌ها معمولا مسئولیت آبرسانی به روستاها و زمین‌های مزروعی را داشته‌اند و این نقش، به ویژه در شرایطی که به‌دلیل دور بودن منطقه از منابع آب طبیعی، نیاز به حفر کانال یا قنات بود، اهمیت بیشتری می‌یافت. در تاریخ ایران در قرون نخستین عهد اسلامی، پس از طی شدن دوران ناآرامی و عدم ثبات اولیه، که جنگ‌ها و درگیری‌ها باعث آشوب و اختلال در شئون مختلف زندگی، از جمله عرصه‌های اقتصادی، شده بود، ظهور سلسله‌ی سامانیان در خراسان بزرگ، به ایجاد ثبات و زمینه های شکوفایی در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کمک کرد و نتیجه‌ی آن رویکرد در اوضاع حکومتداری، بروز عصری درخشان در تاریخ ایران زمین بوده که توسط محققان از اعصار زرین تاریخ ایران شمرده شده است. در این جستار کوشیده ایم وضعیت نظام آبیاری و تأثیر آن بر کشاورزی خراسان بزرگ در عهد سامانیان بررسی کنیم و با توجه به داده های منابع کهن، به‌ویژه آثار جغرافیایی مسلمانان در قرون نخستین اسلامی، و نیز بهره بردن از تحقیقات متأخر، نقش حکومت سامانیان را در ایجاد، حفظ و در صورت لزوم، ترمیم تأسیسات آبیاری مورد توجه قرار دهیم.
زوال اندیشه احیای حکومت ساسانی در دوره خلافت عباسی (از مازیار تا مرگ مرداویج)

در دوران استیلای خلافت عباسی بر سرزمین ایران، بسیاری از ایرانیان به دین اسلام گرایش یافتند و حکومت های وابسته به خلافت عباسی، همچون طاهریان و سامانیان، در ایران بر سر کار آمدند. با این حال افرادی بودند که اندیشه‌ی احیای مجدد سلطنت ساسانی را در ذهن خود می‌پروراندند. اغلب این اشخاص از میان بزرگان و شاهان محلی بودند. از میان آن‌ها سه تن، یعنی مازیار، اسفار و مرداویج، توانستند با تشکیل حکومت در برخی از مناطق ایران به مقابله با سپاهیان خلافت عباسی و حکومت‌های مسلمان ایرانی بپردازند. اما به دلیل اقتدار و نفوذ سپاهیان عباسی و حکومت های وابسته به آن‌ها، مقاصد و اهداف این سه تن با ناکامی مواجه شد و هر سه کشته شدند. در نتیجه پس از مرگ آن‌ها اندیشه‌ی احیای سلطنت ساسانی دیگر دنبال نشد. این مقاله از نوع توصیفی و با روش کتابخانه‌ای می‌باشد.


صاحب امتياز: دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر ری مدير مسئول: دکتر محمد تقی امامی خویی سر دبير: دکتر اللهیار خلعتبری مدیر داخلی: دکتر محمد کلهر ويراستار: دکتر غلامرضا برهمند
صاحب امتياز: دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر ری
مدير مسئول: دکتر محمد تقی امامی خویی
سر دبير: دکتر اللهیار خلعتبری
مدیر داخلی: دکتر محمد کلهر
ويراستار: دکتر غلامرضا برهمند
تاريخ انتشار:: 2013-12-14
نشاني الکترونيک: moskuya@Gmail.com


نظر شما :